177طاعت لحاظ شده است. 1تعبير به«بندۀ خدا بودن»براى انسان،پرافتخار و باشكوهترين توصيف است؛انسانى كه همه چيز خود را متعلق به او بداند،و مطيع كامل فرمانهاى معبود خود باشد:
«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلىٰ عَبْدِهِ الْكِتٰابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً» 2
حمد مخصوص خدايى است كه اين كتاب [آسمانى] را بر بنده [برگزيده]اش نازل كرد و هيچ گونه كژى در آن قرار نداد.
بنا بر اين اگر بخواهيم در مسير بندگى گام برداريم اولين كار آن است كه دل و خواستههاى آن را كنار بگذاريم و خواسته خدا را محور اعمال و رفتارمان قرار دهيم.
تشريع واجبات و محرمات شريعت به همين منظور است.انجام واجبات و ترك محرمات،تمرينى است كه در سفر به خانه خدا كه انسان انجام مىدهد؛تمرينى است كه ما كم كم بتوانيم پس از برگشت از حج همه كارهايمان را بر اساس خواست خدا انجام دهيم و جز به خواست او توجهى نداشته باشيم. 3بنا بر اين انسان با تمرينى كه در حج يا عمره با ترك محرمات و انجام واجبات و با بندگى و عبادت دارد مىتواند گامهاى بلندى را براى رسيدن به عبوديت بردارد البته هر اندازه قرب به خداوند بيشتر باشد،عبوديت شديدتر است و در واقع همه چيز در مقام عبوديت جمع مىشود؛چنان كه قرآن كريم در برخى آيات،از پيامبران بزرگ خداوند با عنوان«عبادنا»(بندگان ما) ياد كرده است. 4با بندگى و وابستگى مطلق به خداوند،و در برابر اراده او از خود ارادهاى نداشتن، در همه حال سر بر فرمان او نهادن و بىنيازى از غير او،بىاعتنايى به غير از خداوند و تنها چشم دوختن بر لطف او،انسان به عبوديت مىرسد.وقتى انسانى به عبوديت