93صحيح نيست، زيرا در زمان دعوت پادشاهان به اسلام در اواخر سال ششم و يا اوايل سال هفتم نجاشى اصْحَمَه زنده بوده است. او به روايت ابن جوزى در المنتظم 375/3 و مقريزى در امتاع الاسماع 445/ در سال نهم هجرت از دنيا رفت و رسول خدا از فاصله دور بر او نماز ميت خواند. وانگهى نام او نيز اصْحَمَه بود كه در نامه به آن تصريح شده است. توجيه ديگر اين است كه پذيرفتن اسلام نجاشى در ابتداى بعثت شايد رسمى نبوده، گويا در سال هفتم رسول خدا(ص) از او خواست به صراحت و بهطور رسمى اسلام خود را آشكار كند. اين توجيه نيز با ظاهر محتوا و لحن نامه سازگار نيست.
حلبى 249/3 گفته است: احتمال دارد پيامبر اين نامه را بعدها پس از درگذشت اصْحَمَه به نجاشى بعدى نوشته باشد. با اين همه اشكال همچنان باقى است.
نامه به قيصر روم
به نقل يعقوبى 77/2 و طبرى 31/2 رسول خدا(ص)، قيصر روم را به شرح زير به پذيرش اسلام دعوت كرد: «به نام خداوند مهرورز مهربان. از محمد فرستاده خدا به قيصر بزرگ روم. سلام بر كسى كه از هدايت پيروى كند. اما بعد من تو را به اسلام فرا مىخوانم، اسلام بياور تا به سلامت بمانى و خداوند تو را دوبار پاداش دهد. اگر روگردان شوى گناه قومت بر عهده تو خواهد بود. اى اهل كتاب بياييد بهسوى سخنى كه بين ما و شما يكسان است و آن اينكه جز خداوند را نپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به