83جنگ بدر به سوى كاروان قريش رفت، زيد بن حارثه را همراه يكصد و هفتاد سوار در جمادى الآخره سال ششم به سوى آنان فرستاد. سپاهيان اسلام در عِيص به كاروان رسيدند و آن را مصادره و برخى از نگهبانان آن را اسير كردند.
جنگ بنىمصطلق: بنى مُصْطَلِق تيرهاى از قبيله خزاعه به شمار مىآمدند. رئيس و سالار ايشان حارث بن ابىضرار بود. او از قبيله خود و ديگر اعراب افرادى فراهم كرد و تعدادى اسب و سلاح خريد و به قصد جنگ با پيامبر آماده شد. بُريده به سوى بنىمصطلق رفت و با حارث رئيس آنان گفتگو كرد. آنگاه نزد حضرت بازگشت و صحت خبر را تأييد كرد. پيامبر مردم را براى جنگ با بنىمصطلق فرا خواند. رسول خدا در منطقه مُرَيسِيع اردو زد و صفوف سپاه خود را منظم نمود. دشمن هم در آنجا آماده جنگ بود. پيامبر(ص) نخست فرمود آنان را به اسلام دعوت كنند. عمر به دستور آن حضرت خطاب به آنان گفت: بگوييد «لا إِلهَ إِلاَّ الله» جان و مال خود را از تعرض مصون داريد. آنان نپذيرفتند. ابتدا مردى از دشمن تيراندازى كرد سپس به فرمان رسول خدا(ص) يك باره تمامى سپاه اسلام حمله خود را آغاز كردند. در پايان به دست اميرالمؤمنين فتح و پيروزى نصيب سپاه اسلام گرديد.
در غزوه بنىمصطلق منافقان نيت پليد خود را آشكار كردند و همان گونه كه گذشت رئيس آنان عبدالله بن ابى به رسول خدا و مهاجران زبان طعن گشود. عبدالله بناُبى گفتار نارواى خود را انكار كرد، گروهى از انصار هم به لحاظ شخصيت سياسى او از وى طرفدارى كردند و به نكوهش زيد پرداختند.اما در راه بازگشت به مدينه با نزول سوره منافقين