79صلح حديبيه نبود».
پيامدهاى صلح حديبيه
الف. واقدى 624/2 گويد: بعد از آنكه قرارداد حديبيه بين رسول اكرم(ص) و مشركان به امضا رسيد و آن حضرت به مدينه بازگشت، ابوبصير كه از مسلمانان گرفتار در مكه بود از حبس گريخت و رهسپار مدينه شد. اخْنَس بن شَريق و ازْهَر بن عبدعوف به پيامبر نامه نوشتند و طبق مفاد قرارداد خواستار استرداد ابوبصير شدند. نامه را به دو نفر به نام خُنَيس و كوثر دادند و آنان با يك شتر راهى مدينه شدند و نامه را تقديم حضور رسول خدا نمودند. حضرت ابوبصير را خواست و به او فرمود: «مىدانى كه ما با اينان پيمان بستيم و از نظر دينمان شايسته نيست كه پيمانشكنى كنيم. بهزودى خداوند براى تو و ديگر مسلمانان دربند فرج و گشايشى عنايت خواهد كرد، پس به سوى قبيله خويش بازگرد».
ابوبصير گفت: اى رسول خدا مرا نزد مشركان باز مىگردانى تا شكنجهام دهند و از دين خارج كنند؟! پيامبر(ص) فرمود: «ابوبصير برو، همانا بهزودى خدا براى تو و ديگر مسلمانان گرفتار گشايشى قرار خواهد داد». آنگاه ابوبصير همراه آن دو مأمور راهى مكه شد تا به ذوالحليفه رسيدند در آنجا منزل گرفتند و به استراحت پرداختند. ابوبصير يكى از آن دو را كشت و ديگرى فرار كرد و نزد پيامبر رفت. ابوبصير اثاث و شتر آنان را برداشت و به مدينه آمد. خدمت حضرت رسيد و گفت: اى رسول خدا به پيمان شما وفا شد و خدا آن را ادا كرد. شما مرا به دشمن تسليم كردى ولى من از خود دفاع كردم تا دينم را از دست ندهم. پيامبر