73
«يا معشر قريش لتنتهن أو ليبعثن الله عليكم من يضرب رقابكم بالسيف على الدين ، قد امتحن الله قلبه على الإيمان ».
اى گروه قريش يا دست برمىداريد و يا خداوند فردى كه قلبش را به ايمان امتحان كرده برمىانگيزد و او گردنهايتان را در راه دين با شمشير خواهد زد.
وقتى برخى پرسيدند اين شخص كيست؟ پيامبر نشانى اميرالمؤمنين را داد.
پس از گفتگوهاى زياد و رفت و آمدها قرار شد متن صلحنامه را بنويسند. به روايت ابناسحاق 331/3 و واقدى 610/2 رسول خدا(ص) به على(ع) فرمود: «بنويس بسم الله الرحمن الرحيم». سهيل بن عمرو گفت ما «رحمان» را نمىشناسيم. بنويس « بِسْمِكَ اللَّهُمَّ ». مسلمانان از اين موضوع به تنگ آمدند و گفتند: خداوند رحمان است و جز رحمان چيز ديگرى ننويس. سهيل گفت پس من بر هيچ چيز صلح نخواهم كرد. نزديك بود كار صلح منتفى گردد كه پيامبر عظيمالشأن با بردبارى و دورانديشى از آن جلوگيرى كرد و فرمود: بنويس « بِسْمِكَ اللَّهُمَّ هَذا ما صالَحَ عَلَيْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ سُهَيْلَ بْنَ عَمْروٍ ». سهيل گفت اگر گواهى مىدادم كه تو رسول خدايى با تو جنگ نمىكردم. نام خود و پدرت را بنويس. مسلمانان از اين سخن سهيل بيشتر ناراحت شدند، صداها بلند شد. گروهى از بزرگان صحابه بهپاخاستند و به شدت اعتراض كردند و به على بن ابىطالب گفتند چيزى جز «محمد رسول الله» ننويس. اسيد بن حضير و سعد بن عباده، دست على(ع) را گرفتند و گفتند مبادا چيزى جز