68احدى نيامدهايم، ما آمدهايم اين خانه را زيارت كنيم». آنگاه بُديل و همراهان نزد قريش بازگشتند و گفتند: اى گروه قريش شما در مخالفت با محمد عجله كرديد، محمد براى جنگ نيامده، او همانا براى زيارت اين خانه آمده است. مشركان گفتند گرچه براى جنگ نيامده ولى هرگز نمىگذاريم با زور داخل مكه شود. سپس مِكْرَز بن حَفْص را نزد رسول خدا روانه كردند. حضرت تا مِكْرَز را در حال آمدن ديد فرمود: «اين مرد حيلهگر است». آنگاه همان سخنانى را كه به بُديل فرموده بود به او نيز بازگو كرد. يعقوبى 54/2 نوشته است: پيامبر حاضر نشد با وى مذاكره كند.
ابن اسحاق 326/3 گويد: آنگاه سران شرك حُلَيس بن عَلْقَمَه را نزد پيامبر فرستادند. هنگامى كه حضرت او را ديد فرمود: «اين مرد از قبيلهاى است كه خداجوى هستند و قربانى را محترم مىشمرند، شتران قربانى را پيش روى وى رها كنيد تا آنها را ببيند». حُليس وقتى كه شتران نشانهدار را ديد و مشاهده كرد كه به علت توقف زياد و گرسنگى كركهاى خود را خوردهاند، قبل از ملاقات با رسول خدا(ص) به نزد قريش بازگشت و مشاهدات خود را گزارش داد و تأكيد نمود محمد به هيچوجه براى جنگ به مكه نيامده است. قريش به او مىگفتند: بنشين همانا تو عرب بيابانى هستى و از اينگونه امور اطلاعى ندارى. حُليس از سخنان قريشيان به خشم آمد و آنان را به شورش قبيله خود تهديد كرد.
سپس عروة بن مسعود ثقفى را فرستادند. عروه نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: اى محمد از اطراف و اكناف مردم را جمع كرده و آنان را بر سر عشيره خود آوردهاى تا ايشان را شكست دهى. آنگاه آمادگى