54اين پيمان و پيامدهاى آن خواهيم پرداخت.
غزوه ذى قرد
غزوه ذىقِرَد كه آن را غابه نيز نامند به روايت واقدى 537/2 در ربيعالاول سال ششم هجرت واقع شد. علت وقوع آن چنين بود كه شتران شيرده پيامبر كه حدود بيست ماده شتر بودند در منطقه غابه در يك فرسنگى مدينه در حال چرا به سر مىبردند و هر روز غروب شير آنها را به مدينه مىآوردند. ابوذر از رسول خدا اجازه خواست تا به غابه رود و از آنها مواظبت كند. حضرت فرمود: «مىترسم از اين ناحيه بر تو غارت برند، ما از جانب عُيينَة بن حِصْن و وابستگان او امنيت نداريم». ابوذر اصرار ورزيد. حضرت فرمود: «گويى تو را مىبينم در حالى كه پسرت كشته و همسرت اسير گرديده، عصازنان نزد من مىآيى».
آنگاه او همراه پسر و همسرش نزد شتران رفتند. ابوذر گويد ما يك شب شير شتران را دوشيده و در خيمههاى خود خوابيده بوديم. نيمه شب عُيينَة بن حِصْن با چهل سوار به ما هجوم آوردند. پسرم در برابر آنان ايستاد او را كشتند و همسرم را اسير كردند و شتران را به غارت بردند. من خودم را حضور پيامبر رساندم و خبر دادم. سَلَمَة بن اكْوَع گويد من سحرگاه براى آوردن شير به نزد گله شتران رفتم، غلام عبدالرحمن بن عوف را ديدم، او گفت عُيينَه شتران پيامبر را به غارت برده است. به مدينه بازگشتم و با فرياد رسا اعلام خطر كردم!
رسول خدا(ص) مردم را براى تعقيب راهزنان و اشرار و تأمين امنيت فرا خواند و هشت نفر سواره را به فرماندهى مقداد پيشاپيش اعزام كرد.