169پيامبر حاطب را عفو كرد و سه آيه نخست سوره مُمْتَحَنَه در برائت او نازل شد.
رسول خدا(ص) به اعراب باديهنشين پيام داد كه هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد ماه رمضان در مدينه باشد. عباس بن عبدالمطلب كه در مكه مىزيست و هنوز هجرت نكرده بود، مقارن حركت پيامبر به قصد هجرت از مكه خارج شد و در ذىالحُلَيفَه به رسول خدا برخورد، بار و بنه خود را به مدينه فرستاد ولى خودش همراه آن حضرت به مكه بازگشت. ابوسفيان بن حارث بن عبدالمطلب عموزاده پيامبر كه حضرت را هجو مىكرد همراه عبدالله بن ابى اميه محزومى پسر عمه پيامبر و برادر ام سلمه كه او نيز از مخالفان و دشمنان سرسخت آن حضرت بود خواستند با واسطه شدن عباس بن عبدالمطلب خدمت پيامبر برسند ولى حضرت نپذيرفت. على(ع) به ابوسفيان گفت از روبرو نزد رسول خدا(ص) برود و در مقابل آن حضرت بايستد و آنچه را برادران يوسف به او گفتند به پيامبر بگويد. پيامبر با يك دنيا بزرگوارى و رحمت تمام جنايات و بىمهرىها را ناديده گرفت و فرمود: «امروز بر شما سرزنشى نيست!»
تا هنگامى كه مسلمانان در مَرُّ الظَّهْران فرود آمدند هيچگونه اطلاعى به قريش نرسيده بود. با اين حال، آنان بيم داشتند كه شايد رسول خدا(ص) به جنگ ايشان بيايد. عباس بن عبدالمطلب براى جلوگيرى از خونريزى بهسوى مكه آمد و در نزديكى شهر ابوسفيان را ديد. ابوسفيان از او پرسيد چه خبر است؟ عباس گفت: واى بر تو! اين رسول خداست