135جلوى بدن داشت.
پس از شهادت فرمانده كل معاون اول سپاه زيد بن حارثه پرچم را به دست گرفت و قهرمانانه جنگيد تا آنكه با نيزهاى كه به او زدند به شهادت رسيد. سپس عبدالله بن رَواحه معاون دوم سپاه پرچم را برداشت و مردانه به نبرد پرداخت تا سرانجام شهيد شد.
فرار خالد
واقدى 763/2 گويد: پس از كشته شدن فرماندهان ارشد، انسجام و نظم سپاه اسلام به هم ريخت و شيرازه آن از هم گسست. ثابت بن اقْرَم انصارى پرچم را به دست گرفت و مجاهدان را سوى خود فرا خواند، مسلمانان گرد او جمع شدند. آنگاه ثابت پرچم را به خالد بن وليد داد، اما خالد آن ايثار و رشادت فرماندهان قبلى را نداشت.
از اينرو بدون آنكه كارى انجام دهد از ميدان نبرد گريخت! مسلمانان وقتى ديدند فرمانده سپاه در حال فرار است، آنان نيز پا به فرار گذاشتند و سپاه روم به تعقيب آنان پرداخت. قُطبة بن عامر فرياد مىزد: اى مردم! اگر جوانمرد در حال مصاف با دشمن كشته شود بهتر از آن است كه در حال فرار وى را بكشند. او يارانش را صدا مىزد ولى كسى بهسوى او نمىآمد. فقط فرار بود، مسلمانان پشت سر پرچمدار خود مىگريختند! وقتى مردم مدينه شنيدند خالد گريخته و مسلمانان را نيز فرارى داده، در جُرْف به استقبالشان رفتند و به صورتشان خاك مىپاشيدند و مىگفتند: اى فراريان! آيا در راه خدا فرار كرديد؟! آنگاه سپاهيان سريع به خانههاى خود رفتند و از شرمسارى از منزل بيرون