155نقل وفاء الوفاء 256/1 در پاسخ به اصرار بنىعمرو بن عوف مىفرمود:
«أَنَا أُمِرْتُ بِقَرْيَةٍ تَأكُلُ الْقُرى».
من مأمورم به محلى بروم كه تسلّط بر ديگر محلها و مناطق داشته باشد.
حضرت(ص) در بين راه در ميان قبيله بنىسالم بن عوف در وادى رانونا نماز جمعه اقامه نمود. برخى گويند اين اولين نماز جمعهاى بود كه در مدينه خوانده شد و صد نفر مسلمان در آن شركت كردند. پس از اقامه نماز در حالى كه انصار اطراف وى را گرفته و هركدام خواهان آن بودند كه در محله آنان فرود آيد به راه خود ادامه داد. به روايت بيهقى 506/2 كودكان، جوانان و خدمتكاران شعار مىدادند و مىگفتند: « جاءَ رَسُولُ الله!، جاءَ مُحَمَّد! الله أَكْبَر! » شتر پيامبر از بين قبايل عبور مىكرد تا به محله بنىمالك بن نجار رسيد. آنگاه در زمينى كه متعلق به دو كودك يتيم بود زانو زد و رسول خدا(ص) فرود آمد.
ابوايوب اثاث آن حضرت را به خانه خود برد، اسعد بن زُراره نيز شتر وى را برد. بزرگان انصار از حضرت خواستند كه بر ايشان فرود آيد، فرمود: « الْمَرْءُ مَعَ رَحْلِهِ » شخص با بار و بنه خود است. ابوايوب از فقيرترين افراد يثرب بهشمار مىآمد و منزل او كلبه محقرى بود كه دو اتاق بيشتر نداشت؛ يكى در طبقه پايين و ديگرى در طبقه بالا. از رسول خدا خواست تا در اتاق بالا منزل كند. حضرت فرمود:
«السُّفْلُ أَرْفَقُ بِنا و بِمَنْ يَغْشَانا».
پايين براى ما و كسانى كه به ديدار ما مىآيند آسانتر است.