141طبرسى63/ فرمود: يا محمد از مكه خارج شو، زيرا بعد از ابوطالب ديگر در آنجا ياورى ندارى. رسول خدا(ص)، عبدالله بن ارَيقِط - كه از چوپانان قريش بود و هنوز در حال شرك به سر مىبرد ولى مورد اعتماد بود - را فرا خواند و فرمود: «به على بشارت بده كه خداوند به من اجازه هجرت داد، پس زاد و راحلهاى براى من فراهم كند».
رسول خدا(ص) سه شب در غار ثور بود و اميرالمؤمنين(ع) واكنش و اخبار قريش را به آن حضرت مىرساند و به نقل ابن عساكر در تاريخ دمشق 68/42 على(ع) غذا به غار مىبرد و همو بود كه وسايل سفر حضرت را فراهم كرد. آنگاه پيامبر(ص) در شب چهارم ربيعالاول سال چهاردهم بعثت همراه ابوبكر و عامر بن فُهيره و عبدالله بن ارَيقِط بهسوى مدينه حركت كرد. به گفته مؤلف سُبُل الهدى 359/3 بين ابتداى هجرت مسلمانان پس از بيعت دوم عقبه و هجرت رسول خدا(ص) حدود دو ماه و اندى فاصله بود.
آرى، خداوند حكيم با تار عنكبوت كه قرآن در وصف آن در آيه چهل و يك سوره عنكبوت مىفرمايد: > إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ < سستترين خانهها خانه عنكبوت است، جان پيامبر خود را حفظ كرد. اين امور معنوى و الهى مسائلى بود كه قريش توان درك آن را نداشتند و نمىتوانستند بفهمند كه خداوند با تار عنكبوت و آشيانه كبوتر مىتواند شر و مكر آنان را از پيامبرش دفع نمايد و نقشههاىشان را نقش بر آب سازد. آنگاه قريش اعلام كردند هر كس محمد را بيابد صد شتر سرخموى به او جايزه خواهند داد.