116در اجتماع آنان حاضر نشوند و با آنان خريد و فروش ننمايند و از آنان دختر نگيرند و به آنان دختر ندهند تا آنكه پيامبر را براى كشتن تحويل دهند، تمامى قريش متحد و مصمم شدند تا حضرت را پنهانى و يا آشكارا به قتل برسانند!
هنگامى كه خبر انعقاد عهدنامه به ابوطالب رسيد به تمامى افراد قبيله بنىهاشم و بنىعبدالمطلب، مسلمان و كافر كه به جز ابولهب چهل مرد بودند دستور داد تا اسباب و اثاث خود را جمع كنند و به درهاى در نزديكى كعبه كه بعدها به شِعْب ابوطالب معروف شد پناه ببرند. بنىهاشم و بنىمطلب سه سال در شعب ماندند تا آنكه رسول خدا و ابوطالب و خديجه تمام هستى و دارايى خود را از دست دادند و به سختى و نادارى گرفتار آمدند. سپس جبرئيل فرود آمد و به پيامبر گفت: خدا موريانه را بر عهدنامه قريش گماشته تا هر چه بىمهرى و ستمگرى در آن بود، جز نام خدا همه را خورده است. حضرت عموى خود را از اين امر آگاه ساخت. اين گشايش و فرج الهى در نيمه رجب سال دهم بعثت بود.
بيست و هشت روز و به نقل ديگران پس از چند ماه از رفع محاصره، ابوطالب به سبب كهولت و فشار روحى و جسمى كه در شعب بر او گذشت، در هشتاد و هفت، يا نود و يا نود و چهار سالگى در سال دهم بعثت دنيا را وداع گفت. با فاصله كمى حدود سه روز يا سى و پنج روز بعد از درگذشت ابوطالب حضرت خديجه(س) نيز در شصت و پنج سالگى زندگى را وداع گفت. با رحلت خديجه غم سنگينترى بر قلب پيغمبر نشست تا آنجا كه اين سال را «سال اندوه» ناميد.