98اين حديث را بخارى در «كتاب الايمان» (باب قوله تعالى «فَإِنْ تٰابُوا وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ آتَوُا الزَّكٰاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ» ، 11/1 و 12) و مسلم در «كتاب الايمان» (باب الأمر بقتال الناس حيت يقولوا: لا اله الا الله و محمد رسول الله، 38/1) روايت كردهاند.
ابوهريره مىگويد: رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم مىفرمايد:
فرمان دارم كه با مردم به نبرد بپردازم تا اينكه گواهى دهند خدايى جز خداى يگانه نيست و به من و آيينى كه آوردهام، ايمان بياورند. وقتى چنين كردند، خون و مال خود را از تعرض ما ايمن ساختهاند؛ مگر به واسطه حق و حكم آنها، و حسابشان با خداست.
اين حديث را مسلم در «كتاب الايمان» (باب الامر بقتال الناس حتى يقولوا: لا اله الا الله محمد رسول الله، 39/1) نقل كرده است.
مقداد بن عمرو كندى نقل مىكند كه به رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم عرض كرد: اگر با يكى از كفار روبهرو شدم و با هم نبرد كرديم و يكى از دستهايم را با شمشير قطع كرد، سپس به درختى پناه برد و گفت: تسليم خدا هستم و اسلام آوردم، آيا با وجود چنين سخنى، او را بكشم؟ رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم پاسخ داد: «نه، او را نكش». عرض كرد: يا رسول الله! [فرض اين است كه] پس از قطع كردن دستم، آن سخن را مىگويد. رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم فرمود: