75به نقل از انس نقل كردهاند.
ابن مسعود مىگويد: «هلاك و تباهى در دو چيز است: نااميدى و عجب».
مطرف بن عبدالله بن شخير گفت: «اگر شب را به خواب سپرى كنم و صبحگاه پشيمان باشم، پيش من دوست داشتنىتر است از اينكه شب را به عبادت بايستم و صبحگاه دچار عجب و خودپسندى باشم». اين حديث را ابونعيم در حلية الاولياء آورده است.
به عايشه رضى الله عنها گفته شد: آدمى چه زمانى بد است؟ گفت: وقتى گمان مىكند نيكو كردار است. (منظور گمان خودپسندان و يقين به صلاح و درستى است و با گمان اهل احسان كه اميد به رستگارى و احسان است، تفاوت دارد). خداى متعال مىفرمايد: لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذىٰ ؛ «بخششهاى خود را با منت و آزار باطل نكنيد.» (بقره: 264)
منت نهادن بر نيازمند، از آنجا سرچشمه مىگيرد كه صدقه دهنده، احسان و عمل نيك خود را بزرگ بپندارد و اين همان عجب است. چون اگر دچار عجب نبود، عمل او در چشمش بزرگ و با اهميت نمىآمد. پس روشن شد كه عُجب و خودپسندى كارى جدّا ناپسند و كليد همه بدىهاست.
آفات عجب