54و نيز سخن قوم موسى كه به او و هارون گفتند:
( فَقٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنٰا وَ قَوْمُهُمٰا لَنٰا عٰابِدُونَ ) (مؤمنون: 47)
گفتند: آيا ما به دو انسان همانند خودمان ايمان بياوريم، درحالىكه قوم آنها بردگان ما هستند؟!
قوم ثمود نيز به حضرت صالح(ع) گفتند:
( مٰا أَنْتَ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِينَ ) (شعراء: 154)
تو فقط بشرى همانند مايى، اگر راست مىگويى، آيت و نشانهاى بياور.
اصحاب أيكه نيز به پيامبرشان شعيب(ع) چنين گفتند:
( قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ (185)
وَ مٰا أَنْتَ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكٰاذِبِينَ ) (شعراء: 185 و 186)
تو فقط از افسونشدگانى؛ تو بشرى همچون مايى و تنها گمانى كه درباره تو داريم اين است كه از دروغگويانى.
مشركان نيز به ديده صرف بشرى به پيامبر حضرت محمد صلى الله عليه [و آله] و سلم مىنگريستند، چنانكه خداى متعال مىفرمايد، به او چنين گفتند:
( وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ ) (فرقان: 7)
گفتند: چرا اين پيامبر غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود؟!
رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم درباره صفات شگرف و خوارق