47پيرو سلف صالح بودهاند و پيشتر بيان شد، روشن مىشود كه حكم به خروج از اسلام يا ورود به كفر دربارۀ يك مسلمان، كارى است كه هيچ مسلمان مؤمن به خدا و قيامت، نبايد در آن وارد شود؛ مگر با برهانى روشنتر از روز. حتى دربارۀ كسى كه كفر او براىمان ثابت شده و كفر آشكارى از او مشاهده كردهايم، هم بايد با احتياط رفتار كنيم و از اطلاقى كه در كتاب و سنت هست و شيوه سلف صالح، تجاوز نكنيم سلف صالح چيزهايى را كه از مردم سر مىزد، بر كتاب و سنت عرضه مىكردند و اگر در آن، اطلاق كفر مشاهده مىكردند، حكم به كفر مىدادند و اگر چنين چيزى نمىديدند، توقف مىكردند و فقط خطا و گناه عظيم را به شخص نسبت مىدادند. وانگهى پس از همه اينها، بايد از شخص، معناى سخن يا رفتار او را بپرسيم و اگر معلوم شد كه قصد او كفر بوده، محكوم به كفر است؛ وگرنه فقط به او نسبت لغزش، مخالفت با شرع يا فسق مىدهيم و او را از نظر اعتقادى، كافر نمىشماريم. 1
مقام خالق و مقام مخلوق
فرق نهادن ميان مقام آفريدگار و آفريده، مرز ميان ايمان و كفر است و ما بر اين باوريم كسى كه اين دو مقام را با هم خلط كند،