103خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم فرمود: [اين مرد يا اين جماعت] بر فطرت [الهى] هستند. سپس آن صدا گفت: اشهد ان لا اله الاّ الله اشهد ان لا اله الاّ الله. پيامبر فرمود: «از آتش دوزخ رستى». وقتى نگاه كردند، ديدند گوينده صدا يك چوپان است.
اين حديث را مسلم در «كتاب الصلاة» (باب الامساك عن الاغاره على قوم فى دار الكفر اذا سمع فيهم الاذان، 4/2) روايت كرده است.
ابن عمر مىگويد: پيامبر، خالد بن وليد را به سوى بنىجذيمه فرستاد. خالد آنان را به اسلام فراخواند. آنان نمىدانستند كه بگويند مسلمانيم و گفتند: صبأنا (يعنى دين خود را عوض كرديم و مسلمان شدهايم). ولى خالد اين كلمه را به معناى ظاهرى خود گرفت (يعنى دين خود را عوض كردهايم). پس شروع به كشتن و اسير كردن آنها كرد و به هر كدام از ما يك اسير مىسپرد. وقتى دستور داد هر كس اسيرى را كه در دست دارد بكشد، گفتم: به خدا قسم! اسير خود را نمىكشم و هيچ يك از افرادم هم اسير خود را نخواهند كشت. وقتى بازگشتيم و خدمت پيامبر رسيديم و ماجرا را باز گفتيم، پيامبر دستانش را بالا برد و دوبار فرمود: «پروردگارا! من از كردۀ خالد به درگاهت بيزارى مىجويم».
اين حديث را بخارى در «كتاب المغازى» (باب بعث النبى خالد بن الوليد الى بنى جذيمه، 107/5) نقل كرده است.
عصام مزنى مىگويد: هر گاه رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم