55كن تا تحت حمايت من قرار گيرند. ملك مىگويد: در ميان آنها كسانى اهل گناهان كبيرهاند و بر گناه اصرار مىورزند. كعبه مىگويد: من همانها را شفاعت كردم. خدا مىگويد: شفاعت تو را پذيرفتم و حاجت تو روا شد. ملك مىگويد: اى اهل كعبه برخيزيد. تمام حاجيان برمىخيزند در حالى كه صورتهايشان سفيد و گرداگرد كعبه طواف مىكنند و ندا مىدهند، لبيك. ملك مىگويد اى كعبۀ خدا به بهشت وارد شو. در اين حال كعبه به سمت بهشت مىرود و اين را ندا مىدهد: «لَبَّيْكَ اللهُمَّ لَبَّيْك» و اهل او به دنبالش بهسوى بهشت مىروند.»
از اين حديث بهدستمىآيد كه از يك سو كعبه داراى مقام شفاعت است و از سوى ديگر هركسى زائر كعبه باشد، روز قيامت در امان است، همچنين جايگاه بلند كعبه هم نزد خدا آشكار مىشود.
مصافحه با خدا
كعبه دست خدا روى زمينِ خداست و خدا با آن با بندگانش مصافحه مىكند، چنانكه بندگان او هم با كعبه دست به دست خدا مىدهند و با او مصافحه مىكنند. اين، مضمون حديثى است كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «إِنَّهُ يَمِينُ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ يُصٰافِحُ بِهَا خَلْقَهُ». 1 دست دادن با خدا دوگونه است؛ گاهى انسان به خدا دست مىدهد و گاهى خدا با بندهاى مصافحه مىكند. قصۀ كعبه چنان رفعت و منزلتى دارد كه وسيلهاى است براى دست دادن خدا با بندگان.
پيداست كه از اين مصافحه و دست خدا، قرب و انس مراد است.