25آن نيتى نداشته باشد، مرا ديدار كرده و او ميهمان من است و بر من نازل شده و سزاوار است كه با كرامتهاى خود به او هديه دهم». 1امير مؤمنان عليه السلام براى انجام كارى وارد مكه شد، باديهنشينى را ديد كه خود را به پردههاى كعبه آويخته و با خداى خويش چنين مىگويد: «اى صاحب خانه! خانه، خانۀ تو و ميهمان، ميهمان توست. هر ميهمانى در ميهمانىاش بهرهاى دارد، پس امشب بهرۀ مرا آمرزش من قرار بده».
حضرت على عليه السلام خطاب به اصحابش فرمود: «خداوند بزرگوارتر از آن است كه ميهمان خود را رد كند. 2»
امام صادق عليه السلام حاجى و نيز عمرهگزار را ميهمان خدا خواند و فرمود:
«زائرى كه به خانۀ خدا مىرود تا به خانهاش بازگردد، ميهمان خداست». 3كسى كه به ميهمانى مىرود معمولاً هنگام خداحافظى ميزبان به او مىگويد: باز هم بيا. دعوت مجدد خدا انسان را شايق مىكند تا بار ديگر هم به ديدار او بشتابد؛ از اين روست كه ما هر سال از خدا طلب حج مىكنيم و به او مىگوييم:
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ، فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ، مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ، وَ لا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ، وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ...». 4