187آغاز كردن از صفا در واقع رعايت ادب با خداست. ادب انواعى دارد؛ ادب شاگرد مقابل استاد، ادب فرزند برابر والدين يا ادب امت در برابر رسول خدا. اما مهمترين نوع ادب، ادب در برابر حضرت ربوبيت است. ادب با خدا را بايد از ابراهيم عليه السلام آموخت. خليل اللّٰه براى آنكه غفران و رحمت الهى را براى عصيانگران درخواست كند، به خدا امر نكرد بلكه از او طلب مغفرت نمود.
يعنى گفت: «وَ مَنْ عَصٰانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»؛ 1 «هر كس فرمان من نبرد، تو آمرزندۀ مهربانى». و نگفت: «آنها را ببخش و به آنها رحم كن». عيسى هم براى طلب دفع عذاب از امت خويش با خدا رعايت ادب كرد؛ يعنى عرض كرد: «إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»؛ 2«اگر آنان را عذاب كنى، بندگان تو هستند و اگر آنان را بيامرزى تو پيروزمند و حكيمى». و نگفت: «آنها را عذاب نكن و آنها را ببخش». ايوب هم براى طلب شفا و رحمت به خدا امر نكرد يعنى عرض كرد: «أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرّٰاحِمِينَ»؛ 3 «به من بيمارى و رنج رسيده و تو مهربانترين مهربانانى» و نگفت: «مرا رحم كن».
رعايت ادب با خدا ثمرۀ محبت است، چنانكه براى انسان حب و عشق بيشترى هم مىآورد. سالك بايد در ظاهر و باطن، در سرّ و علن و در پيدا و پنهان اهتمام به ادب با حضرت حق داشته باشد. ادب انسان را از حد عبوديت خارج نمىكند، رعايت ادب آدمى را به فقر و مسكنت خويش واقف مىگرداند و موجب مىشود كه اصل خويش را باز يابد. چنانكه در حكايت محمود و اياز مىبينيم.