141بنده قلب خويش را در محاذات و مقابل با سنگ بهشتى قرار مىدهد تا بر آن معانى بهشتى و آسمانى نفوذ كند و قلب خويش را از نفوذ وساوس شيطانى در امان دارد. اين مقارنت، قلب انسان را از القائات، وسوسهها، كيدها، مكرها و اغوائات ابليس حفظ مىكند و آدمى را تحت ولايت نورانى خدا قرار مىدهد. «اَللّٰهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَى النُّورِ». 1
زائر آنگاه كه خود را روبه روى حجرالاسود ديد، بهتر است تكبير و تهليل گويد، از سمت صفا رو به حجر كند، دستان خويش را به آسمان بلند كند، فقر و ذلت خود را به خدا نشان دهد، غناى الهى را برانگيزد، خواستۀ خويش را به خدا عرضه كند و با دست نياز اينگونه به خدا گويد:
«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ بَسَطْتُ يَدِي وَ فِيَما عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِي، فَاقْبَلْ سَيْحَتِي، وَ اغْفِرْ لِي، وَ ارْحَمْنِي، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَوَاقِفِ الْخِزْيِ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ». 2«خدايا! دستم را به سويت گشودم، رغبت من به آنچه نزد توست افزون است. پس تسبيح گويى مرا بپذير و مرا بيامرز و رحمت آور. خدايا! از كفر و فقر و جايگاههاى خفت و خوارى در دنيا و آخرت به تو پناه مىبرم.»