136سه دور هرولهكنان و چهار دور معمولى طواف كرد تا فارغ شد.
پس از فراغت، حجرالاسود را بوسيد دستانش را بر آن نهاد و آنها را به چهرهاش كشيد». 1بر اساس فرمودۀ امام صادق عليه السلام اين سنت از آغاز تاريخ بشريت بوده است. سنت استلام حجر از زمان آدم پديد آمد. امام عليه السلام فرمود:
«اِنَّ آدَمَ لَمَّا نَظَرَ الَى الْحَجَرِ في الرُّكْنِ كَبَّرَ اللّٰهَ وَ هَلَّلَهُ وَ سَجَدَهُ فَلِذَلِكَ جَرَتِ السُّنَّة» 2 ؛
«چون آدم به حجر الاسود در ركن نظر كرد خدا را تكبير، تهليل و تمجيد نمود، از اينرو سنت شد.»
آنگاه كه آدم به زمين هبوط كرد، از تنهايى به خدا شكوه نمود. خداوند ياقوتى از بهشت براى او فرستاد و اين همان سنگ سياه است. آدم آن را شناخت؛ چون در بهشت آن را ديده بود، از اين رو هر گاه بر آن گذر مىكرد، آن را مسح مىنمود و به همين علت مسح و لمس و استلام حجرالاسود سنت شد؛ سنتى ديرينه كه به تاريخ بشريت باز مىگردد.
در اينجا سؤالى مطرح مىشود و آن اينكه سرّ استلام چيست؟
نكات ظريفى در احاديث مطرح شده است:
وجه اول: سنگ ميثاق. حجرالاسود سنگ ميثاق است؛ ميثاقى كه خداوند در عالم الست از بندگان گرفت. بنى آدم اين سنگ را لمس مىكنند تا يادآور عهد و پيمانى باشد كه آنان با خدا بستند. امام باقر عليه السلام فرمود:
«الْحَجَرُ كَالْمِيثَاقِ وَ اسْتِلاَمُهُ كَالْبَيْعَةِ وَ كَانَ إِذَا اسْتَلَمَهُ قَالَ: اللَّهُمَّ