134ذَلْقاً وَ لَقَدْ كَانَ أَشَدَّ بَيَاضاً مِنَ اللَّبَنِ وَ لَكِنَّ الُْمجْرِمِينَ يَسْتَلِمُونَهُ وَ الْمُنَافِقِينَ فَبَلَغَ كَمِثْلِ مَا تَرَوْنَ». 1«همانا ارواح، نيروهاى آماده هستند، هر كدام كه در عالم ميثاق با يكديگر آشنا بودند با يكديگر الفت برقرار مىكنند و هر كدام در عالم ميثاق از يكديگر دور بودند، نزد حجرالأسود از يكديگر دور مىمانند. آگاه باشيد، به خدا سوگند حجرالأسود دو چشم و دو گوش و دهان و زبانى دارد و همانا از شير سفيدتر بود، ولى مجرمين و منافقين آن را لمس نمودند و چنين شد كه مىبينيد». 2از اين حديث نكتۀ جالب توجهى به دست مىآيد و آن اينكه وضعيت ارواح در عالم بالا در حجرالأسود ثبت است، گويا يك برنامۀ نرمافزارى بسيار دقيق در اين قطعه سنگ قرار دارد تا نفوسى كه در عالم ذر و ميثاق با يكديگر انس و محبتى داشتهاند، نزد حجرالأسود خود را بيابند و آن نفوسى كه يكديگر را دفع كردهاند نزد حجرالأسود از يكديگر فاصله گيرند. به تعبيرى مىتوان گفت اين قطعه سنگ بهشتى، گويى ابررايانۀ خداست.
در باب علت سياهى حجرالأسود تعبير كلىترى هم بيان شده است و آن اينكه خطاها و جرمهاى بنى آدم باعث تغيير رنگ حجرالأسود شد. پس علت سياهى حجر جرمها، معاصى و خطاهاى فرزندان آدم است. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«نَزَلَ الْحَجَرُ الْأَسْوَد مِنَ الْجَنَّةِ وَ هُوَ اشَدُّ بَيٰاضَاً مِنَ اللَّبَنِ، فَسَوَّدَتْهُ خَطايا بَني آدَم» 3 ؛