66مساحت ساختمان روضۀ منوره و مسجد در آن زمان فهميده نمىشود؛ به علاوه كه اين ساختمان، بعد از ابن ادريس تا زمان علامۀ مجلسى(قدس سره)، چندين بار تغيير نموده و تجديد بنا شده است. نهايت مطلبى كه از گفته ابن ادريس به دست مىآيد، فرق ميان حائر مقدس و شهر كربلاست و اينكه ابوالفضل العبّاس(ع)، در خارج حائر به خاك سپرده شده است.
البته آنچه ابن ادريس، از شهيد اول(قدس سره) نقل كرده 1 كه آب در اين محّل - هنگامى كه متوكل عباسى، دستور بستن آب را به قبر امام حسين(ع) صادر كرد - دچار حيرت و سرگردانى شد، به عنوان دليل بر اثبات معنى مورد نظر خود از حائر كه محلّى، محصور و نفوذناپذير است و آب درآن، سرگردان مىشود و پيرامون خود مىچرخد، استدلالى ضعيف و نارساست؛ زيرا نامگذارى آنجا به حائر، به زمانى بالغ بر يك قرن، قبل از دوران متوكّل باز مىگردد.
علاوه بر اين، دقيقاً معلوم نيست منظور ابن ادريس از ديوار حائر، كدام ديوار است، يا اينكه سخن او را بايد بر كدام ديوار از ديوارهاى كنونى، منطبق ساخت؟ آيا مقصود او، ديوار صحن بيرونى است كه با وضع موجود، قطعاً بعد از ابن ادريس ايجاد شده است؛ يا مرادش، ديوار اطراف رواقها و ساختمان از داخل مىباشد؛ در صورتى كه نمىدانيم، رواقها و ساختمان در قرنهاى پنجم و ششم هجرى و دوران ابن ادريس، درهمين جاى كنونى بوده است يا خير؟ با اطلاع از اينكه تغيير بنا و توسعۀ آن بعد از ابن ادريس، قطعى و مسلّم است؛ يا اينكه منظور ابن ادريس، ديوار داخلى است كه در حال حاضر، حرم و مسجد را در ميان گرفته و او از آن به «المشهد و المسجد» تعبير نموده است با آگاهى از اينكه خود اين مسجد نيز حقيقتاً،