174خدمت يكى از دانشمندان سرشناس رسيدند. در حال گفتوگو با وى از آن جناب، خواستار مهر تربتى شدند كه شيعيان در حال نماز برآن سجده مىكنند؛ آن هم به گمان دريافت معلوماتى كه آنها را نسبت به ياوهگويىهايشان بر ضد شيعه، يارى نمايد. ولى شيخ بزرگوار از نيّت آنان آگاه شد و جواب عملى بسيار ساده و در عين حال قانعكنندهاى به آنان داد؛ به اين صورت كه يك عدد مهر برداشت. ابتدا آن را بوسيد و بر پيشانى خود گذاشت و گفت: اين مهر را مورد احترام قرار مىدهم از آن رو كه هنگام سجده در پيشگاه خداى متعال، سجدهگاه (جاى پيشانى) است. سپس مهر را زير پاى خود شكست و گفت: به اين دليل كه قطعهاى از خاك است و نه چيز ديگر. در نتيجه پندار اين گروه باطل شد و در گِل فرو ماندند.
آرى به هيچ وجه، زيبنده نيست نام اين توطئهگران در صفوف امّت، مطرح شود.
پيش از اين نيز در حدود سالهاى 1922 يا 1923 ميلادى، مستر رايلى نمايندۀ مستشار المعارف، از كربلا ديدارى داشت كه منشى وزارتخانه، او را همراهى نموده است. مستر رايلى كه مردى كنجكاو بوده و اين قبيل مسائل را پيگيرى مىكرده و به ويژه در بغداد، ذهن او را به بعضى مسائل، مشغول كرده بودند؛ وقتى در بازار كربلا قدم مىزده، به مغازهاى مىرسد كه مهر تربت به زائران مىفروخته است. با شگفتى و به گونهاى كه گويا نمىداند از منشى سؤال مىكند: اينها، چيست كه در اين مغازه به فروش مىرسد؟
منشى بىدرنگ جواب مىدهد: اينها، تربت كربلاست و مانند سنگريزههاى كليساى پطرس مقدس نزد شماست كه هر دانۀ آن، به مبلغ يك فرانك (معادل يك درهم) به زائران فروخته مىشود.
مستشار كه توقع اين پاسخ صريح و ناگهانى را نداشته، مىخندد و مىگويد: شما درست مىگوييد! ما نيز در اروپا، اين جور چيزها داريم و جاى شگفتى نيست؛ زيرا