147قلم نويسندگان، جارى شده و با شيوه و روشهاى گوناگون شعر و متن، راجع به اثبات شرافت و برترى كربلا بر كعبه و قداست سرزمين آن، بر سراسر كره زمين، داد سخن دادهاند.
اين سرزمين فرخنده در دين مبين اسلام، به اين شرافت و عظمت نايل نشده، مگر به بركت وجود امام حسين(ع). 1 چنانكه در روايتى، تصريح شده است: «و شرافتش را به واسطه فروتنى و سپاسگزارى در پيشگاه خداوند، به بركت وجود امام حسين(ع) و ياران آن حضرت، فزونى بخشيد». 2رواياتى كه در فضيلت و قداست اين تربت، به دست ما رسيده، به روايات صادره از امامان معصوم(عليهم السلام) منحصر نمىشود. زيرا رواياتى از اين قبيل، در منابع ساير فرق اسلامى نيز به نقل از دانشمندان و محدثين آنان، مشهور و زبانزد است؛ مثلاً همين تربت است كه ابوريحان بيرونى در كتاب «الآثار الباقيۀ» خود، آن را «تربت فرخنده در كربلا» مىنامد. جلال الدين سيوطى نيز در كتاب «الخصائص الكبرى»، بيش از بيست روايت از راويان بزرگ و مورد اعتماد اهل سنّت، مانند حاكم نيشابورى، بيهقى، ابونعيم اصفهانى و ديگران، به نقل از «امّالفضل دختر حارث»، «امّسلمه» و «عايشه» همسران پيامبر(ص) و «انس بن مالك»، آورده و اكثراً از ابن عباس، امسلمه و انس بن مالك نقل شده كه راوى در بيشتر آنها، اظهار مىدارد:
خدمت رسول اكرم(ص) رسيدم، در حالى كه حضرت حسين(ع)، در آغوشش جاى داشت و اشك از ديدگانش جارى بود و خاك سرخى در دست مباركش داشت. راوى از خاك سرخى كه در دست آن حضرت بوده، پرسش مىكند و