123سرانجام بر اثر برخى پيشامدهاى ناگوار آنجا را ترك كرد و به عيينه رفت 1 و عقايدش را براى حاكم آنجا آشكار كرد و به او گفت: اگر مرا يارى رسانى، اميد اين دارم كه خداوند تو را پادشاه نجد و اعراب آن ديار نمايد. حاكم آنجا، عثمان بن حمد معمر، با او موافقت و مساعدت كرد تا شيخ محمد دعوتش را آشكار ساخت و بعضى از مردم عقايد او را پذيرفتند. او با حمايت حاكم و تابعانش درختانى را كه در آن نواحى مظهر تقدس بودند قطع كرد و در جبيله بارگاهى را كه به نام ضيد بن خطاب (برادر عمر كه در غزوۀ يمامه در مقابل مسيلمۀ كذاب به شهادت رسيد) بنا شده بود خراب كرد.