186فرزدق را قطعنمود و گفت: ألاَ قُلْتَ فِينَا مِثْلَهَا؟! «تو چرا دربارۀما مثلاينقصيده، قصيدهاىنسرودهاى؟!»
فرزدق گفت: هَاتِ جَدّاً كَجَدِّهِ، وَ أباً كَأبِيهِ، وَ امّاً كَاُمِّهِ حَتَّيأقُولَ فِيكُمْ مِثْلَهَا!
«جدِّىمانند جدِّ او بياور، و پدرىمانند پدرش، و مادرىمانند مادرش،تا مندربارۀشما مثلآنرا بسرايم!»
فرزدق را در عُسْفَان ميان مكّهو مدينه محبوس نمودند. اين خبر بهحضرت امام علىبن الحسين(ع)رسيد. حضرت براى وىدوازده هزار درهم فرستاد و گفت :أعْذِرْنَا يَا أبَافِرَاسٍ، فَلَوْ كَانَ عِنْدَنَا أكْثَرُ مِنْ هَذَا لَوَصَلْنَاكَ بِهِ!
«اىأبوفراسعذر ما را بپذير! اگر در نزد ما بيشتر از اينبود، حتماً آنرا براىتو مىفرستاديم!»
فرزدق آنرا رد كرد و گفت :يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ! مَا قُلْتُ الَّذِيقُلْتُ إلاَّ غَضَباً لِلّهِ وَلِرَسُولِهِ! وَ مَا كُنْتُ لاَرْزَأَ عَلَيْهِ شَيْئاً!
«اىپسر رسولخدا! آنچهرا كهمن سرودهام علّتى نداشتمگر آنكهدربارۀخدا و رسولاو خشمگينشدم، و منآنرا بهاميد چشمداشت خيرىو صِلِهاىنسرودهام!»