162و حجّ ابراهيمى را از ياد برده بودند.
بهياد دعاى ابراهيم و اسماعيل كه گفتهبودند:
«پروردگارا، ما را تسليم [ فرمان ] خود قرار ده; و از نسل ما، امتى فرمانبردار خود [ پديد آر و آداب دينى ما را به ما نشان ده; و بر ما ببخشاى، كه تويى توبهپذير مهربان. پروردگارا، در ميان آنان، فرستادهاى از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزهشان كند، زيرا كه تو خود، شكستناپذير حكيمى.» 1خداوند چگونه مىخواست فرزندان بتپرست آن دو پيامبر را فرمان بردار خود كند. سالها بعد در كنار كعبه دستى احساس و لمس شد كه با ديگر دستها تفاوت داشت؛ دستى مهربان و صميمى كه انسان را به ياد دست ابراهيم مىانداخت! آن دست، دست نازنين محمّد بود.
خاطرات روزهاى كودكى محمّد هرگز از ياد رفتنى نيست. صدايش چنان زيبا بود كه از ميان صداى هزاران نفر، قابل شناسايى بود. شنيدن مناجات او لذّتبخش بود. زمانىكه به غار حرا مىرفت، به عبادت خداوند مشغول بود، خدايى كه بيشتر مردم