159زندگى انتخاب كردند و در اطراف آن خانه ساختند. هاجر و اسماعيل نيز در كنار آنها زندگى جديدى را شروع نمودند.
مدّتى بعد، ابراهيم به مكّه آمد تا با همسر و فرزندش ديدار كند. او از ديدن آنها در كنار آب و آبادى خوشحال شد و از خداوند مهربان كه اميد و آرزويش را برآورده نموده است سپاسگزارى كرد.
خداوند به پيامبرش ابراهيم فرمان داد تا سنگ بر سنگ بگذارد و ديوارهاى كعبه را بالا ببرد. محلّ خانۀ خدا در كنار زمزم بود؛ همان جاى خالى كه مردم خانههايشان را در اطرافش ساخته بودند.
ابراهيم و فرزند نوجوانش اسماعيل ديوارهاى خانه را بالا بردند، امّا هنوز نمىدانستند كه اين خانه چيست و براى كيست!
سرانجام وقت آن رسيد كه همه از اين راز باخبر شوند. پس به ابراهيم(ع) وحى شد:
( و در ميان مردم براى اداى حجّ بانگ برآور؛ تا زائران پياده و سواره بر هر شتر لاغري- كه از هر راه دورى مىآيند- بهسوى تو روى آورند، تا شاهد منافع خويش (در اين برنامة حياتبخش) باشند.) 1ابراهيم به مردم ياد داد كه هر ساله، در روزهاى معيّن، همه باهم، در مكّه گرد آيند و براى عبادت پروردگار، مراسمى را بهجا آورند؛ مراسمى به نام « حج» .)