142قاهره شد، ابن سعود هجده تن از پسرهاى خود را هم به مصر آورده بود، البته او بيش از 18 پسر داشت و بهروىهم تعداد فرزندان پادشاه حجاز به 45 دختر و پسر مىرسيد.
در تمام ميهمانىهايى كه بهافتخار ابن سعود بر پا شده بود من هم شركت داشتم و چون از سفراى اسلامى دعوت بهعمل مىآمد، معلوم بود بهعلت داشتن مقام سفارت كبرى، صندلى من در صدر تالار قرار داشت، ميز غذا خورى بسيار طويل بود و صندلى من بغل دست ابن سعود و دست راست پادشاه عربستان هم صندلى فاروق قرار داشت.
در سر ميز غذا بيشتر صحبتهاى من با ابن سعود در اطراف قتل ابوطالب يزدى بود، و ابن سعود با خنده و داخل كردن ساير مسائل در صحبتها ميل داشت در اطراف اين مسئله بحثى بهعمل نياورم، ولى در ميهمانى بعدى اين بحث را دنبال كردم و ابن سعود پادشاه كهنسال عربستان، كه ساليان متمادى با دشمنان خود در ريگزارهاى عربستان مشغول جنگ بود، شديداً از اين عمل ابراز تأسف كرد و اظهار داشت حاضر و آماده مىباشد بههر طريقى كه ميسّر بوده باشد در رفع كدورت و تجديد روابط اقدام نمايد.
ابن سعود بر خلاف انتظار من با دست غذا نمىخورد، بلكه از قاشق و چنگال استفاده مىكرد، پشت سر ما دو نفر از فدائيان او با شمشير آخته ايستاده بودند و شمشيرها را در دست داشته بهشدت حاضرين را كه عبارت از شاهزادگان، وزراء و سفراى كشورهاى