128ابوطالب از شيعيان ايرانى چون در احرام خود نجاست كرده و مىخواست دور خانۀ كعبه بريزد، دستگير شد و به اين مناسبت فرمان قتل او كه به گواهى امير رسيده است اجرا مىشود.
سپس جلاد سر به گوش ابوطالب گذارده آخرين دقايق زندگى را به عربى به او يادآور مىشود و ابوطالب كه تا آن لحظه نه مفهوم محاكمه را فهميده بود و نه از متن حكم كه به زبان عربى قرائت مىشد چيزى مىفهميد، ساكت و آرام نشسته نگاه به جمعيت دوخته بود كه ناگاه جلاد با نوك نيزه فشارى به پشت گردن ابوطالب وارد مىسازد.
بر اثر تصادف نوك نيزه، خون جارى و ابوطالب از ترس، سرش را جلو مىبرد و در همين لحظه جلاد با يك ضربه شمشير بزرگى كه در دست داشت بر گردن او فرود مىآورد، گردن به وضع فجيعى بريده شد، ولى استخوان حلق مانع از قطع شدن سر مىشود.
اما بلافاصله شمشير براى بار دوم به حركت درآمده سر از گردن جدا و روى پاى ابوطالب مىافتد و بنا به گفتۀ همسرش آخرين كلمهاى كه ابوطالب بر زبان آورده پس از گفتن إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ اين جمله بود: «آخر شما كار خودتان را كرديد» .
بلافاصله دو اتومبيل در محل حاضر مىشود و يكى سر جدا شده و بدن را به پزشك قانونى منتقل مىنمايد و ديگرى با ريختن شن درصدد از بين بردن آثار جنايت برمىآيد.