47گروههاى ديگر...» 1يك سال بعد سياست عوض مىشود و همين مفتى از فتواى خود برمىگردد و اعتراف مىكند كه آن فتوا را بر اساس مسموعات و شنيدنىها صادر كرده است!:
«اين، همان فتوايى است كه توسط اين جانب صادر گرديده و مبتنى بر اطلاعاتى است كه از طرق بسيار به من رسيده است.» 2اتخاذ چنين روشى از جانب يك مفتى و رئيس دانشگاه مسلمان، به حدّى، مايۀ شگفتى است كه قاضى عبدالرحمن اريانى از ملاحظۀ آن متحيّر مىگردد و در نامۀ مورخ 1396/12/10 خود به علّامه عبدالرحمن خير چنين مىنويسد:
«به طورى كه ملاحظه مىكنيد، مشاراليه از تكفير عام و مطلق خود به طور محافظه كارانه دست برداشته اما او را همين بس كه بدين وسيله خود را در قالب شخصى شناسانده كه بنابر گفتههايى، حكم تكفير صادر مىكند و باز بر اساس گفتههايى ديگر، محافظهكارانه از حكم قبلى خود دست بر مىدارد و به عبارتى ديگر، بدون علم و اطلاع از مندرجات كتب و اقوال علماى قومى، به تكفير آنان مىپردازد و بدين ترتيب نهايت جرأت را در امر افتاء به خرج مىدهد.»