39روايات نيست كه هر كس شهادتين را بر زبان جارى كند مسلمان بوده و جان و مالش محترم مىباشد؟ آيا فراموش كردهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به آن صحابهاى كه فردى را كه شهادتين را گفته بود كشت، فرمود: مگر تو در دل او بودى كه عقيده به خدا نداشت؟! آيا شما در دل هر مسلمان هستيد كه مىگوييد با زيارت بزرگان دين، آنان را پرستش مىكنند؟ مگر عبادت از امور قلبى نيست؟ آيا اعتقاد به خدا قلبى نيست؟
بدين جهت متكلّمان و فقهاى اهلسنّت بر اين عقيدهاند كه اهل قبله، تكفير نمىشوند.
شيخ ابوالحسن اشعرى در آغاز كتاب «مقالات الاسلاميين» مىنويسد:
«اختلف المسلمون بعد نبيهم في أشياء ضلل بعضهم بعضاً و تبرأ بعضهم عن بعض فصاروا فرقاً متباينين الا أن الاسلام يجمعهم و يعمهم فهذا مذهبه و عليه أكثر أصحابنا» ؛ پس از پيامبر اكرم، مسلمانان دربارۀ - بعضى - چيزها دچار اختلاف شدند، به گونهاى كه يكديگر را گمراه دانسته و از يكديگر برائت مىجستند. اما در عين حال اسلام، همۀ آنان را جمع نموده و تحت پوشش خود قرار داد و اين، مذهب و عقيدۀ بيشتر اصحاب ما مىباشد.
ذهبى، سخنى از ابوالحسن اشعرى نقل مىكند كه اين سخن موجب تعجب او شده است. سپس مىگويد: اين