137 «در آن عصر، كتب گمراه كننده و الحادى به عراق و ساير ممالك اسلامى هجوم آورد، استعمارگران انگليسى بعد از اشغال عراق، به منظور گمراه كردن جوانان، به ايجاد مدارس مبادرت ورزيدند، كتابهاى گمراه كننده با هدف ترويج مادّيت گسترش يافت، تا آن جا كه جوانان از اسلام بى خبر مانده و دينشان را از ناحيه اسلام اسمى پدر و مادر مىشناختند.» 1
در برابر اين تهاجم، مكتب سامرا به نويسندگان نيك نظر ارج و بها داد، چنان كه مؤسس حوزۀ سامرا، ميرزاى مجدّد، محدّث نورى را كه خطّى خوب و خوانا و در دو زبان عربى و فارسى قلمى محكم و توانا داشت، منشى و ملازم نزديك خود ساخت، وى نيز به خوبى از عهدۀ اين كار سترگ و سنگين برآمد.
ميان ميرزاى بزرگ و ميرزا حسين نورى، رابطۀ تنگاتنگى برقرار بود، علاوه بر پيوند استاد، شاگردى، صميمّت خاصى بين اين دو بزرگوار حاكم بود تا آنجا كه ميرزاى بزرگ و به تبعيّت از او، فرزندان و يارانش، محدّث نورى را، «حاجى آقا»خطاب مىكردند.
محدّث نورى كه بزرگترين محدّث اخير شيعى شمرده مىشود، بيشتر كتابهايش را، زير نظر مستقيم ميرزاى بزرگ و برخى را با تقريظ ايشان،در حوزۀ سامرا نوشته است.