135كنند، امّا شاه كه جز به عيش و نوش خويش فكر نمىكرد، وقعى به اين هشدارها ننهاد.
چنان بود كه روحانيون و علماى آگاه و بيدار، يكى پس از ديگرى به هر طريقى كه ممكن بود حوزه سامرا را كه آن روز خانه اميد و پناهگاه مسلمانان بود به يارى طلبيدند، تا اين كه در نهايت امر، آيتالله سيد محمد حسن شيرازى معروف به ميرزاى بزرگ و زعيم حوزۀ سامرا و مرجع بزرگ آن روز، فتواى بسيار معروف خويش را در تحريم تنباكو صادر كرد و با اين كار خداپسندانه، تمام رشتههاى استعمارگران و خودفروختگان را پنبه كرد...»
در خصوص خاستگاه آن حماسه بزرگ كه به حق حماسۀ فتوا ناميده شده و در مورد شأن صدور فتواى تحريم، آيتالله سيد رضى شيرازى يكى از نوادگان ميرزاى بزرگ، از فرزند مرحوم آيت الله نايينى، آقا ميرزا على آقاى نائينى نقل مىكند كه ايشان گفت:
«از پدرم (مرحوم نايينى) شنيدم: در جريان دخانيه، بين ميرزاى شيرازى و ناصرالدين شاه، مكاتبات بسيارى شد. رفت و آمدهايى هم بود.»
مرحوم ميرزا، شبها با عدّهاى از شاگردان، جلوس داشت، در يكى از شبها، به آن عده از شاگردانش گفت: در جلسۀ آينده، هر كدام از شما، صورت تلگرافى مبنى بر تحريم تنباكو بنويسيدو بياوريد. در