204او نشانه خواست، به او بگو: امسال در فصل تابستان، شما با حاج ملاعلى كنى طهرانى، در شام در حرم عمهام مشرف بوديد، ازدحام جمعيت باعث شده بود كه حرم عمهام كثيف گردد و آشغال ريخته شود. شما عبا از دوش گرفته و با آن حرم را جاروب كردى! و حاج ملاعلى كنى نيز آن آشغالها را بيرون مىريخت... و من در كنار شما بودم!».
شيعۀ قطيفى مىگويد: چون به سامرا رسيدم و به خدمت مرحوم شيرازى شرفياب شدم جريان را به عرض او رساندم. بى اختيار در حالى كه اشك شوق مىريخت، دست در گردنم افكند و چشمهايم را بوسيد و تبريك گفت و مبالغى را برايم مرحمت كرد.
چون به تهران آمدم، خدمت حاج آقاى كنى رسيدم و آن جريان را براى او نيز تعريف نمودم. او تصديق كرد، ولى بسيار متأثر گشت كه اى كاش اين نمايندگى و افتخار نصيب او مىشد. 1
حضور حضرت زينب نزد محتضر
مرحوم حسينعلى راشد واپسين روزهاى حيات پدر فرزانهاش حاج آخوند ملا عباس تربتى را چنين باز مىگويد:
از جمله چيزهايى كه ما (افراد خانواده) از او ديديم و همچنان براى ما مبهم ماند، يكى اين است كه پدرم در روز يكشنبه 24 مهرماه سال 1322 هجرى شمسى مطابق با 17 شوال سال 1362 هجرى قمرى در