190
الكبائر»؛ 1
«دخترم! حديث همانگونه است كه امأيمن برايت نقل كرده است. گويا تو را مىبينم كه به همراه بانوان حرم در شهرهاى اين سرزمين به شكلى ناپسند به اسارت برده مىشويد. در حالى كه نگران هستيد كه مردم شما را از روى زمين برچينند؛ تو را توصيه مىكنم كه در آن هنگام صبر پيشه سازى.
قسم به خداى عزّ و جلّ كه در آن زمان براى خداوند و براى من ياور و ناصرى به جز شما و دوستان و شيعيان شما نيست؛ هنگامى كه پيامبر اسلام(ص) اين حديث را به ما گفته است، فرموده است كه شيطان در آن زمان از خوشحالى پرواز مىكند و با شيطانهاى ديگرش زمين را مىگردند. در حالى كه او به آنان مىگويد:
اى شيطانها! طلب خود را از ذريۀ آدم گرفتم و مايۀ نابودى آنان را فراهم ساختم و بدبختى را بر آنان هموار كردم. مگر آنان را كه با اين گروه همراه باشند. پس سعى خود را به كار گيريد كه مردم را از اين خانواده «اهل بيت» جدا كنيد و با آنان و دوستداران آنان دشمنى كنيد؛ تا بتوانيد مردم را در گمراهى و كفر نگه داريد.
آرى! شيطان دروغگو، در اين خصوص راست گفته است! اگر كسى شما را دشمن دارد، هيچ كار نيكويى از او پذيرفته نخواهد شد؛ و اگر كسى شما را دوست بدارد، گناهان كوچك (غير كبيره) به او ضررى نمىرسانند.»
در ارزش اين روايت، همين بس است كه امام سجاد (ع) آن را براى فردى به نام «زائده» نقل مىفرمايد و سپس مىگويد: اى زائده! اين روايت را مهم و باارزش بدان كه اگر در طلب آن يك سال بر روى زمين سفر كنى، ارزش دارد.