121گفتند: پس مىدهيم.
ابوالعاص با زنى كه زمانى همسرش بود، وداع گفت و مردى را كه با او دوست و شوهر خالهاش بود ستايش كرد و به سوى مكه جهت انجام كارى رهسپار شد.
در آن جا آن چه امانت از مردم نزد او بود، به صاحبانش برگردانيد، سپس پرسيد: آيا كسى نزد من مالى دارد؟
گفتند: نه.
گفت: پس بدانيد كه من مسلمان شدم.
و به سوى مدينه شد تا با پيغمبر بيعت كرده و بار دوم با زينب ازدواج كند. 1
زينب عمر چندانى نكرد، و در اثر حادثهاى كه براى او پساز غزوۀ بدر، موقع هجرت از مكه به مدينه، رخ داده بود، از جهان رخت بربست. حادثه چنين بود كه كافرى زينب را در راه مدينه بديد و به شكم او در حالى كه باردار بود، حربهاى زد، زينب جنين خود را سقط كرد.
زينب از دنيا رفت و پدر در آتش غم مىسوخت، تا هنگامى كه خواهر زينب، زهرا، نخستين دختر را آورد. رسول خدا، نامش را زينب گذاشت.
در روايتى مىخوانيم: