43
علم و دانش
ابونعيم اصفهانى از حارث همدانى روايتى آورده كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) دربارۀ مروّت، سؤالهاى زيادى از فرزندش حسن بن على(ع) نمود و آن بزرگوار به تفصيل پاسخ داده است. 1
امام(ع) از نوجوانى آثار نبوغ و دانش در وجودش مىدرخشيد. قاضى نعمان به سند خود از عبادۀ بن صامت نقل مىكند كه: مرد بيابانگردى نزد ابوبكر آمد و به او گفت: من در حال احرام چند تخم از تخمهاى شترمرغ را پخته و خوردهام. اكنون بگو تكليف من چيست و چه چيزى بر من واجب است؟
ابوبكر نتوانست پاسخ او را بدهد و به او گفت: قضاوت در مسألۀ تو بر من مشكل است و او را به سوى عمر راهنمايى كرد، عمر نيز او را به عبدالرحمن معرفى كرد و او نيز در پاسخ مرد عرب درماند و چون همگى درمانده شدند آن مرد را به نزد اميرالمؤمنين راهنمايى كردند. شخص مزبور چون به نزد اميرالمؤمنين آمد حضرت به حسنين اشاره كرده فرمود:
«أيّ الغُلامَينِ شِئتَ؛ از اين دو پسر، از هر كدام خواستى سؤال كن.
حسن(ع) فرمود:
«يا اعرابي! ألَكَ ابِلٌ؛ اى مرد عرب! آيا شتر دارى؟»