229گفتم: بلى، فدايت گردم.
امام صادق(ع) فرمود: اگر چيزى ديدى كه بر زمين افتاده است، به من بده و من خواستم آنچه را افتاده بود، جمع كنم و به ايشان بدهم: ديدم كيسهاى چرمى پر از نان است.
به امام صادق(ع) گفتم، فدايت شوم، اجازه دهيد كيسه را من حمل كنم.
امام(ع) فرمود: خير. من براى اين كار سزاوارتر از تو هستم.
معلى مىگويد: به راه ادامه داديم تا به سايبان بنىساعده رسيديم. عدهاى در آنجا خوابيده بودند. امام(ع) يكى دو نان زير پيراهن هر يكى از آنها مىگذاشت تا آنكه به تمامى آنان نان رسيد، در راه بازگشت به امام(ع) گفتم: فدايت شوم، آيا اين گروه، حق را مىشناسند؟
فرمود: اگر حق را مىشناختند، آنان را در نمك خود، شريك مىساختيم. 1
7. بردبارى و گذشت
رويدادهاى زندگانى امام ششم(ع) همچون مكتبى پرمعناست. او در برابر نعمتها شكور و در مقابل بلاها صبور بود. در تاريخ آمده، حضرت صادق(ع) فرزندى داشت كه پيش چشمان ايشان از دنيا رفت. پس حضرت گريست و در همان وقت نعمتهاى خداوند را به