144مروزى، تفسير نقاش، تفسير زمخشرى و مانند اينها سرشار از سخنان پر مغز پيشواى پنجم با عنوان قال محمد بن على و يا قال محمد الباقر است.
كتب شيعه نيز در نوع خود از سخنان و انديشههاى امام(ع) نشئت فراوان گرفته است. اصول اربعمائه همان رسالههاى چهارصدگانۀ شاگردان امام است كه در ميان محدثان شيعه به عنوان كتب اصول شناخته مىشود و چه بسا بيشتر محتويات كتب چهارگانۀ شيعه يعنى كافى، من لايحضره الفقيه، تهذيب و استبصار از همين رسالههاى اربعمائه گرفته شده باشد. 1
علماى اهل سنت، امام باقر(ع) را از فقهاى مدينه مىشمارند و مىگويند: بدان جهت به او لقب باقر دادهاند كه علم را شكافت و اصول و خفاياى آن را آشكار نمود و به آن توسعه داد. معتقدند سخنان مفيد و متين در حكمت و مواعظ از ايشان رسيده، از آن جمله در نزد آنان منقول است كه: افراد با تقوى، كمهزينهترين و كمخرجترين و در عين حال پر فايدهترين مردم دنيا هستند و اگر چيزى را فراموش كنى آنها تو را بدان تذكّر مىدهند و اگر به ياد داشته باشى، كمكت مىكنند، از حق خدا زياد سخن مىگويند و برپادارندۀ امر الهى هستند و نيز مىفرمايد: دنيا را مانند منزلى بدان كه ساعتى در آن توقف كرده و سپس از آن كوچ مىكنى، يا مانند ثروتى بدان كه در خواب بدان رسيدهاى و وقتى بيدار مىشوى بهرهاى