117باز مىگردانيم. 1
بنابراين بىترديد اين قيام مورد تأييد امام(ع) بوده است. پس از شكست قيام مختار، ابوعبيدۀ ثقفى، راه نيمه تمام آنان را پى گرفت. ياران مختار خانه به خانه دنبال قاتلين امام حسين(ع) مىگشتند، آنان را يافته، به نزد مختار مىآوردند و به قتل مىرساندند، از جملۀ آنها، شمر بن ذى الجوشن، خولى بن يزيد اصبحى، عمر بن سعد، حكيم بن طفيل (قاتل حضرت عباس(ع))، مُرّۀ بن منقذ عبدى (قاتل على اكبر(ع))، حرملۀ بن كامل (قاتل حضرت على اصغر(ع))، و مجدل بن سليم قطع كنندۀ انگشت امام حسين(ع) بودند. 2
در اين نهضت نيز امام(ع)به طور ضمنى و غير مستقيم همراه قيام بودند و زمانى كه سر عبيدالله و ديگر قاتلان را برايشان آوردند، حضرت سجدۀ شكر به جا آوردند و براى مختار دعا و طلب خير نمودند.
اما در شورش عبدالله بن زبير، حضرت نظر موافقى نداشت. امام سجاد(ع) با توجه به ديدگاه خصمانه و كينهتوزانه و نيز اعمال ناشايست ابن زبير نسبت به بنىهاشم و اهل بيت(عليهم السلام) نه تنها شورش او را تأييد نكرد، بلكه از فتنۀ وى نسبت به اهل بيت(عليهم السلام) و شيعيان بيم داشت و از آن اظهار نگرانى مىكرد. 3
شورش عبدالله بن زبير، حركتى الهى نبود. ابن زبير به خاطر