115ناگفته نماند كه عصر امام سجاد(ع) يكى از پراختناقترين دوران تاريخ اسلام بود كه شيعيان در آستانۀ فروپاشى تشكيلات خود بودند، امّا موضعگيرىهاى به جا و به موقع امام(ع) در برابر قيامها و شورشها تأثير به سزايى در ساماندهى تشكيلاتى شيعه داشت. در واقعۀ حرّه كه مربوط به قيام مردم مدينه در سال 63 ه . ق بود، چون قيام از ماهيت اصيل شيعى برخوردار نبود و در انتخاب رهبرى اين نهضت (عبدالله بن حنظله) با امام مشورت نشده بود و از سوى ديگر مركز قيام را شهر مدينه قرار دادند كه بيم هتك حرمت مدينۀ منوّره مىرفت، امام سجاد(ع) با اين ملاحظات از ابتدا در قيام شركت نكرد، ولى چون رهبران شورش افرادى مؤمن و صالح بودند و انتقادها و اعتراضهاى آنان به حاكميت يزيد به جا و كاملاً درست بود، حركت آنان را تخطئه نفرمود.
شورشيان به رهبرى عبدالله پسر حنظله، امويان و ياران و موالى آنها را كه تقريباً هزار نفر بودند، در خانۀ مروان بن حكم محاصره كردند و پس از آن، با خفت و خوارى و در حالى كه بچهها سنگسارشان مىكردند از شهر بيرون راندند. 1
اما هنگامى كه خبر شورش مردم مدينه و اخراج امويان، به يزيد رسيد، مسلم بن عقبۀ مُرّى را با پنج هزار تن براى سركوبى نهضت به مدينه اعزام كرد و به وى گفت: به آنان سه روز مهلت بده، اگر تسليم نشدند، با آنان جنگ كن و وقتى پيروز شدى، سه روز هر چه دارند