112مردى از اهل شام برخاست و گفت:
سپاس خداى را كه شما را كشت و نابود ساخت.
على بن الحسين(ع) (با شجاعت برخاست و به او) گفت:
اى مرد آيا قرآن خواندهاى؟
آن مرد گفت: آرى!
فرمود: آيا سورۀ شورى را خواندهاى؟
گفت: چگونه ممكن است قرآن را تلاوت كرده و آن را نخوانده باشم.
پرسيد: آيا خواندهاى:
قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ
آن مرد با شگفتى پرسيد: آيا شما همان نزديكان پيامبريد؟
على بن الحسين فرمود: آرى. 1
امام به مدت بيست سال به هر بهانهاى از شهيدان مظلوم كربلا ياد مىكرد. وقتى از وى مىپرسيدند كه چرا چنين گريه مىكنيد؟
در پاسخ مىفرمود: ملامتم نكنيد، زيرا يعقوب تنها مدتى از فرزندش (يوسف) دور ماند و با اينكه مىدانست او نمرده است، ولى چنان از فراقش گريست كه دو چشم او كور شد. من چگونه نگريم با اينكه چهارده تن از خاندانم را در يك روز در بيابان كربلا با سر بريده ديدهام، آيا شما گمان مىبريد اندوه داغ آنان هرگز از دلم