208تلاش در جهت ريزش اشك و رقّت قلب پيداكردن، يكى ديگر از وظايف زائران است. زائر در حالى اذن دخول مىخواند كه احساس مىكند هم اكنون صاحب آن مرقد او را مىبيند، كلامش را مىشنود و به او پاسخ مىدهد و درست در همان حال لطف و محبت صاحب آن مرقد نسبت به مردم و به خصوص پيروانشان را ياد كند و لحظهاى نيز به درون خود مىنگرد كه با كوله بارى از گناه و نافرمانى به در خانه اين عزيز آمده است كه اگر كسانى به صورت حقيقى به درون خود نگريسته و سابقه اعمال خود را به ياد آورند چه بسا از راه رفتن بازمانند و از خجلت و شرمسارى عقبنشينى كنند!
اگر چنين حالتى بر زائر عارض شد تا حدودى توانسته است به اهداف زيارت دست يابد. از اين رو مرحوم شهيد اول در اين باره مىگويد:
«...و ثانيها: الوقوف علي بابه و الدعاء و الاستئذان بالمأثور، فإن وجد خشوعاً و رقّة دخل و إلاّ فالأفضل له تحرّي زمان الرقّة لأنّ الغرض الأهم حضور القلب ليلقي الرحمة النازلة من الرَّبّ». 1
«... دوم: ايستادن بر در آن حرم شريف، و دعا و اذن دخول بخواند; آن گونه كه در روايات وارد شده، پس اگر در خود رقت و خشوعى يافت داخل شود و گرنه افضل آن است كه در صدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقت و خشوعى حاصل گردد (و در آن حال به زيارت بيايد) زيرا هدف مهمتر، حضور قلب است براى دستيابى به رحمتى كه از ناحيه پروردگار نازل گردد.»