83بردند. لذا به همان ملاحظه دولت عثمانى در آنجا قراولخانه ساخته تا علامت باشد.
[59] و مواظبهاى دولتى هم حاضر، كمال مداقّه را در حفظ سُفُن داشتند. پس در كمال احتياط كشتى از آنجا گذشت.
در روز چهارشنبه رسيد به بندر عدن متعلق به دولت انگليس ملعون كه واقعا شهر با تماشايى از دور به نظر مىآمد. كشتى يك روز تمام در آنجا به جهت آب گيرى و تهيه ذغال سنگ وقوف نمود. در بين حمل ذغال دو نفر حاج ترك در ميان كوچه صفحه بالاى كشتى به زير گونىهاى ذغال ماندند. يكى فوت كرد. ديگرى جان دربرد.
پس همه نوع لوازم مأكولى و مايحتاج هم از عدن به كشتى رسيد. حاج راحت شدند. از جمله حصيرهاى نازك الوان، جان نمازى، قرب دو زرع و يك زرع نيم از قرار هشت قروش تا شش قروشى به جهت فروش از عدن آورند. اعراب حاج، براى سوقات خيلى تهيه نمودند. وقتى كه از آنجا حركت شد تا قرب هشت شبانه روز بغير از آب شور درياى عمان و آسمان چيزى از سواد و ساحل از هيچ طرفى مشاهده نگرديد. كشتى هم بسيار سست راه و ضعيف العنصر در كمال آرامى مثل الاغ لنگ راه مىپيمود. از بس كه اسقاط بود. چاره جز مدارا نبود. زيرا كه در دو سال قبل ممنوع از كار شده بود و اين يكى دو سال هم به قوت رشا و تمنّا داير بود، لذا ما يحتاج حاج باز رو به نقصان نهاد و حوصله ها هم از بابت طول مكث خيلى تنگ شد. كمال لطف الهى كه مورث شكر بىمنتها بود اين بود كه در اين مدت آثار طوفان [مشاهده] نگرديد و الاّ امكان نداشت كه عادتاً