102
[روز جمعه 23 شهر شعبان: خداحافظى]
صبح جناب فضايل و فواضل نصاب، مجتهد الزمانى، آقاى حاج شيخ عبدالنبى به ديدن تشريف آورده وداع فرموده، دعاى مسافرت به گوشهاى اين بنده خوانده، تشريف بردند. بعد از رفتن ايشان به كالسكه سوار شده، به زيارت حضرت شاهزاده عبدالعظيم - عليه التحيۀ و التسليم - مشرّف شده، وداع كرده و از حضرت احديت در آن بقعۀ متبرّكه و مَضجع مقدّس از خداوند تبارك و تعالى مسألت نمود كه ادراك فيضِ آن سفر بزرگ به صحّت و سلامت نموده، صحيحاً سالماً معاودت كند و از آنجا به منزل جناب مستطاب اجلِّ اكرمِ افخم، آقاى مشير السلطنه، وزير ماليه و خزانه به عنوان نقل مكان آمده، نهار آنجا صرف شد و از حُسن اتفاق نوبه و تبى كه روز قبل عارض مزاج ايشان شده و عرق كرده بودند ديگر آن روز جمعه بحمدالله نوبه نيامد و حالت بهبودى براى ايشان به حصول پيوست و نگرانى خاطر اين بنده كه اقصى الغايه بود، مبدّل به فراغت گرديد و از اين حيثيت، شكر حضرت معبود يزدان به تقديم آمد و آن شب را در خانههاى ايشان اقامت نموده، روز شنبه هم همانجا مانده، به رفع نواقص اسبابِ سفر اقدام شد.
عصر شنبه جناب فضايل و فواضل نصاب ثقۀالاسلام آقاى آقاسيد ريحانالله - سلّمه الله- تشريف آوردند. جناب مستطاب اجلّ آقاى بحرينى - سلّمه الله - به نيم ساعت بعد تشريف ارزانى داشته، بعد از صرف چاى و غيره، هر دو اين آقايان محترم دعاى مسافرت خوانده تشريف بردند.