91اگر حج آنها پذيرفته شود، در برابر امامان و اولياى خدا كه با آنهمه عبادت و رياضت و سفرهاى مكرر حج، سراپا خضوع و خشوع بودهاند، عمل آنها بسيار ناچيز است.
ياد آورند حالت زينالعابدين عليه السلام را كه هنگام تلبيه بر خود مىلرزيد و ياراى سخن نداشت و مىفرمود مىترسم خداوند بگويد:
«لاٰ لبيك» ! و سخنان آن حضرت را با شبلى كه فرمود: اگر از اسارت نفس و هواهاى نفسانى بيرون نشدهاى، حج انجام ندادهاى و حج تو قالبى بىروح بوده است!
اين تذكرات مىتواند در روحيۀ زائر مؤثّر باشد و او را به حقيقت حج واقف سازد و با اخلاق حجگزاران واقعى آشنا كند. متأسفانه شِكوههاى اخلاقى در سفر حج و زيارت كم نيست. همۀ اينها حكايت از آن دارد كه زائر قبل از عزيمت و طىّ سفر، آماده نشده و اعمال حج چنانكه بايد بر او تأثير ننهاده است. خالى رفته و خالى برگشته و از معنويت و اخلاق حج، كه فلسفۀ اصلى است، بىبهره مانده و تنها وسواس و توجه وى به قالب اعمال بوده نه قلب و حقيقت و روح حج. در حالى كه اگر روح عمل ضعيف و كممايه باشد، از قالب كارى ساخته نيست.
حج برنامۀ تكامل و تربيت است، نه تنها يك مانور و حركت دورى. و اگر رهآورد تربيتى اين حركت ضعيف و ناچيز باشد، از آن حركات دورى چيزى به دست نيامده است.
به همين دليل است كه مىبينيم برخى زائران، با پايان گرفتن اعمال و پس از بازگشت از منا، چهرهاى را كه به گرد و غبار عرفات و مشعر و منا تبرك شده، مسخ مىكنند و چون به وطن باز مىگردند، استقبال كنندگان با چهرهاى خالى از خضوع و خشوع و توام با نوعى كبر و تجمّل روبرو