153منافقانى بودند كفر پيشه كه حج برايشان مفهوم نداشت. او به مجلس شراب و غنا و قمار و لهو و ميمون بازى و ولگردى وابستگى بيشترى داشت تا چيز ديگر و روح خبيث او با اسلام و حج بيگانه بود.
سوغات سفر
از آداب و مستحبات سفر، آوردن هديه براى نزديكان است.امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«اِذٰا سٰافَرَ أحْدَكُمْ فَلْيأتِ أهْلَه بِمٰا تَيَسّر وَلَوْ بِحَجرٍ...» 1
اين حديث تأكيد بر اين است كه مسافر دست خالى نيايد و چيزى به عنوان سوغات، هر چند كمبها، بياورد آنگاه حضرت داستان حضرت ابراهيم را نقل كرد كه هر گاه به ديدار اقوامش مىرفت و در بازگشت چيزى نداشت به خانه بياورد، براى آرامش روح ساره همسرش مقدارى ريگ در خورجين مركبش مىريخت و بدين حال داخل مىشد و آن را در كنارى مىنهاد و به نماز مىايستاد. چون ساره مىآمد و خورجين را باز مىكرد، مىديد داخل آن پر از آرد است! آن را خمير مىكرد و نان مىپخت و ابراهيم را صدا مىزد كه بيايد و تناول كند.
ابراهيم عليه السلام به ساره مىگفت: اين نان از كجاست؟ ساره پاسخ مىداد از آن آردى كه در خورجين آورده بودى. آنگاه ابراهيم سر به آسمان برداشته، و مىگفت: «بار خدايا! گواهى مىدهم كه تويى خليل و دوست بندۀ خود»
(أشْهَدُ أنّكَ الخَلِيل) 2.